|
حقیقتِ بودن
|
زندگی برایم رازی شده که مانند زیرپوش چرک بوی گند میدهد. به دنبال یک فضای روحانی هستم تا همانطور که به مراقبه میپردازم با خدایم چند کلمه سخن بگویم.
مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.۱
هر فريب خوردهاى را نمىشود سرزنش كرد.
نامِ تو آرامبخش جسم و جانِ من بُوَد
این توئی آرامشِ روح و روانم یا علی
من همانم گمکرده راهم کامَدَم در کویِ تو
دیگر از هجرِ رُخَت من نا توانم یا علی
قبلۀ حاجاتِ من، دردم دوا کن یک نظر
روز و شب نام تو باشد بر زبانم یا علی
هر که نشناسد تو را بیچاره و درمانده است
میشناسم من تو را و بینشانم یا علی
دائماً مست و خرابِ پیکر ماهت منم
در گُلستان، گُل به یادت میشمارم یاعلی
آرزو دارم غلامِ در گهَت باشم، ولی
کی توانم پا به کوی تو گذارم یا علی۲
پ.ن:

ویکیپدیا در سال ۲۰۰۱ توسط «جیمی ولز» راهاندازی شد.
او این دانشنامه را اینگونه توصیف میکند؛
«ویکیپدیا کوششی برای آفرینش و پخش دانشنامهای با بالاترین کیفیت ممکن، برای همه مردم روی زمین به زبان مادریشان است.»
صبح که از خواب بیدار شدم برای پیدا کردن تأییدیه مدرک تحصیلیم به سراغ صندوقچه شخصیم رفتم. در حین واکاوی، عکس دوران نه سالگیم توجهام رو جلب کرد. وقتی نگاه عکس میکردم تمام خاطرات قبل و بعد عکس انداختن از جلوم رد میشدن. ناخودآگاه عکس رو از تو آلبوم در آوردم، و نگاهی به پشت عکس انداختم....
خط مادرم بود!
نوشته:
امین جان
جان تو جان الهه۱
بده دست تو در دست الهه
الهه خواهرت، را رهبری کن
به تیره راهها روشنگری کن
پ.ن:
۱ـ الهه تنها خواهرمه و سه سال هم ازم کوچیکتره. تصورم اینه که در دور و زمونه ما، بعد از پدر و مادر تنها کسی که به فکر اعضای خانوادهشه و برای اونها دل میسوزونه وجود نازنین خواهره.