|
حقیقتِ بودن
|
تو را به خاطر تمام زیباییها و نعمتها، به خاطر تمام فراز و نشیبها، به خاطر تمام چیزهایی بد و خوبی که به من ارزانی داشتی سپاس میگویم.
خدایا تو همواره بیشتر از آنی به من بخشیدی که خود را سزاوارش میدانستم.....
نوروز هشتاد و شش بر همه ایرانیان مبارک باد
دیدم خانم دکتر عکس طبیعت مازندران رو گذاشته و داره به رخ وبلاگیهای عزیز میکشه، ما هم حس ناسیونالیستیمون گل کرد تا چندتا عکس از طبیعت شهرمون بزاریم.
مقایسهاش با خودتون...
از امیر مختاریزاده عزیز، همکلاسی دوران دور و از رفقای صمیمیمون هم دعوت کردیم که تفریحات سالمش رو کنار بزاره و با یه قایق پاروئی بیاد به مرداب کنار خونمون تا عکسهای دبشتری رو براتون رو کنیم....
دو مرجع؛ معاونت اجتماعی پلیس کشور و بهزیستی اخیراً به این نتیجه رسیدند که چون تعداد تحصیلکردگان زن در جامعه رو به افزایش است و میزان و نرخ بیکاری آنان بسیار بیشتر از مردان است امکان و احتمال تبهکاری در میان آنان افزایش پیدا میکند....
آقایون کلاهتونو بندازین بالا :)
گفتگو با:
نصرا... پورجوادی
سیدحسین نصر
عماالدین باقی
و ....
در جامعه ما عموماً ادراک مردان به بردگی زنان ختم میشود
و زنان
معمولاً برای ختم مجادلههای زندگی مشترک به همآغوشی روی میآورند.
اما موضوع خود زندگیست؛
نه شور و شعف، یا درد و شادی بعد از آن.
جَنَمِش رو نداری توی این اعتصابها و اعتراضها شرکت نکن.
اینطوریهاست که یه نره خره بیشرف پیدا میشه شب تا صبح زیر دست و پاش لگدکوبت میکنه!!
در سه چهار سال گذشته، فکر کردن به این موضوع که یه همخونهای داشته باشی خیلی برام جالب و به نحوی شیرین نشون میداد.
از سال هشتاد و یک تا همین چند روز پیش چنین تجربهای رو نداشتم و شاید هم تصور نمیکردم.
امّا یکی و دو روزیه که یه همخونه خوب و نازنینی پیدا شده که تقریباً تمام اصول چند سال اخیرم رو به چالش کشیده!«درست و غلطش بماند!!!»
اینکه طرف«همخونهات» آدم خوبی باشه ضامن خوبی برای همخونهایه خوب نیست! فکر کنم در این زمینه سلوک طرفین مهمترین چیزیه که میشه بهش اتکاء کرد!
اما این آقا؛
چون استاد دانشگاست نمیشه یه سری شوخیها باهاش کرد، حالا پردهدری بماند:)
آقا! موقع استراحت فرمودند که باید تمام چراغها خاموش باشند در صورتی که من اصلاً در شرایطی که تاریکی مطلق باشه خوابم نمیبره!«حتماً یه راهکاری واسش پیدا میکنم. «شما هم اگه چیزی به ذهن مبارکتون میرسه دریغ نفرمایید»
آقا! از سوسک خوششون نمییاد! ولی من نسبت به وجود چنین موجودی هیچ حساسیّتی ندارم، و بودن و نبودنش برام فرقی نداره...
آقا! چون خیلی اهل حساب کتابه فکر کنم در آینده نه چندان دور جلوی ولخرجیهام رو بگیره.
آما!:)
با اینکه خستگی اسبابکشی تو تنم مونده بود اما امروز بعد از ظهر آقای «امیر مختاریزاده» عزیز لینکی را برایم ارسال کردند که کلی از دیدنش حال کردم.
ماهیگیری یکی از بهترین تفریحاتیست که وقتی تصمیم به انجامش میگیری به هیچ وجه نمیشه به هیچ اموری از زندگی فکر کرد.
امیرجان دست مریزاد.
این آکاردئونیها را دیدیدهاید!
که اکثرشان دور این خوابگاههای دانشجوئی پلاسند!
سلطان قلبها را که مینوازند
صدی و دویستی است که از طبقات بالا برایشان نازل میشود.
دخترکان ساده دل!
همهتان طعمه مطامع مردان میشوید
تا وقتی که حرامید برای آنان، جانشان را نثارتان میکنند
اما وقتی حلالشان شدید
ماهی یکبار نیز به همخوابگیتان نمیآیند.
اینجا خیابان فتحیشقاقیست.
در ترافیک سنگین این خیابان برای رسیدن به منزل دوستانم پیادهروی را ترجیح میدهم. پیش رویم یک پژوه نوک مدادیست که روی شیشه عقب آن نوشته شده: «یا حسین مظلوم»
قبل از آنکه ماشین را رد کنم و به مسیرم ادامه دهم تصور کردم چه خوب است انسانها نیمچه اعتقادی به مسائل مذهبی هم نشان دهند، و کنجکاو شدم که راننده ماشین مورد نظر را ببینم.
به محض اینکه چشمم به جمالش روشن شد دیدم در حال رد و بدل کردن مشت به سر و سینه خانم بغل دستیاش است.
یا حسین مظلوم!!
دلم به حال مظلومیت خانم مانتویی بغل دستش سوخت ....
عجب دنیایی شده!!!
شب زنده داریهای دکتر هم واسه خودش میتونه سوژهای باشهها!!!!
دکتر جان! شما دیگه چرا؟
سئوال) کدام یک از گزینههای زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟
الف) وقت شناسی ـ غیرت مردانه ج) وقت شناسی ـ سخاوت
ب) شجاعت و کثرت آمیزش با همسر د) برچیدن غذا از زمین ـ تند راه رفتن
آقای نخست وزیر!
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است!
«باطل آن است كه بگويى شنيدم، و حق آن است كه بگويى ديدم.»
قاصدك! هان، چه خبر آوردی؟
از كجا؟ وز كه خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بیثمر میگردی.
انتظار خبری نيست مرا
نه ز ياری نه ز ديّار و دياری باری
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس،
برو آن جا كه ترا منتظرند.
قاصدك!
در دل من همه كورند و كرند.
دست بردار ازين در وطن خويش غريب.
قاصد تجربههای همه تلخ،
با دلم میگويد
كه دروغی تو، دروغ،
كه فريبی تو، فريب.
قاصدك! هان، ولی… آخر… ای وای!
راستی آيا رفتی با باد؟
با توام، آی! كجا رفتی؟ آی…!
راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟
مانده خاكستر گرمی، جايی؟
در اجاقی طمع شعله نمیبندم خردك شرری هست هنوز؟
قاصدك!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گريند.
امروز که داشتم این آهنگ رو از استاد شجریان گوش میدادم تمام فکر و خیالم پرواز کرد به هفت ـ هشت سال پیش، دوران دانشجوئی، غروب جمعه و آفتابی که از دل کویر در حال غروب بود.
چه دلتنگیهای قشنگی.
«خاطره»
معمولاً در عصرهای جمعه برای اینکه کمتر دلگیر بشم که غم غربت بخواد خودش رو تحمیل کنه، لباسهای ورزشیم رو میپوشیدم و توی دل کویر به نرمش و اجرای تکنیکهای رزمی«کونگفو» مشغول میشدم.
اتمام نرمشها و اجراء تکنیکها تقریباً همراه میشد با شروع غروب خورشید. بعد از این دو زانو رو به خورشید مینشستم و مثلاً مشغول ذن میشدم.
یک بار در این حالت دو زانو نشسته بودم و تمام حواسم به غروب خورشید بود که تمرکزم از بین رفت و جلوی خودم« در فاصله یک وجبی» کنار یه بوته خار متوجه حضور یک مار«به طوری که خودش رو مثله فنر پیجونده بود» شدم.
در اون لحظه، شاید تصورش براتون سخت باشه مثل کَک از سر جام پریدم و تا خونه که حدود هفت ـ هشت km بود رو یه تاخت و یه نفس دویدم.
فقط کمی مونده بود که خودم رو توی اون وضعیت خیس کنم :)
«خیر سرمون رزمی کار هم بودیم!!!»
ساعت 00:38 دقیقه بوی بارون به مشام ما خورد، بعد در یک اقدام انقلابی از پای پیسی بلند شدم و یه قلیون شاه عباسی رو راه انداختم و رفتم روی تراس تا با قلقل قلیون خستگی روزمره رو به فراموشی بسپارم.
جای همتون رو خالی کردم....
هنوزم وقتي اين سبك موسيقيها رو گوش ميدم از خود بي خود۱ ميشم.
اگر دل میبری جانا
روا باشد که دل داری!
پ.ن:
۱ـ اكثر علما و فقها عقيده دارن كه هر گونه موسيقي كه شنونده رو از خود بيخود كنه، باعث گناه ميشه و بايد ازش دوري كرد.
اما از گوشه كنار شنيدم كه حاج موسي(آيتا... شبيري) آواز خواننده زن را حرام تلقي نكردند(حتي اگه شنوندهاش مرد باشه)، كه اميدوارم اينطور باشد كه ميگويند.
اينجور مواقع سر از پا نميشناسم و خيلي خوشحال ميشم وقتي ميبينم عالم اسلامي پيدا شده كه با توجه به مسائل روز بشر، احكام اسلامي رو تفسير ميكنه۲.
۲ـ حالا تصور نكنين كه من در همه موارد آدم تعبّدي هستم، نه! شايد باورش سخت باشه كه در اكثر مسائل شرعي رجوع ميكنم به عقل و دل خودم(تعقّل) و اينكه سعي ميكنم كه آدم اخلاقگرائي باشم.

قرتی
فکرم را به سمتی میبرم که دیگر از مشاهده یا شنیدن ارتباطهای جنسی اقوام نزدیک«مخصوصاً دختر» ناراحت نشوم.
لااقل اینگونه چیزی در دلشان نمیماند.
لااقل وقتی شوهر بیاحساس و خودخواهی گیرشان افتاد خود را هزار و یک بار سرزنش نمیکنند که جوان و دختر هم که بودند هیچ غلطی نکردند و با دامان پاک خانه شوهر آمدند.
لااقل مزه جسمهای مختلف را تجربه میکنند و وقتی به خانه شوهر رفتند پیش خود ادعای زرنگ بودن میکنند که فلانی«شوهره» خر بود و متوجه چیزی نشد.
خود دانی!
هنگام بازگشت تيم ملي فوتبال ايران...
گزارشگر از دو نفر از استقبالکنندگان ميخواهد خودشان را معرفي کنند:
نفر اول: محمود سيفالهي هستم، بچهمحل حميد استيلي! :)
نفر دوم: ممد دائي هستم، داداش علي! :)
هر وقت ميشنوم کسي در مورد
«قانون اساسي،
آزادي بيان
و آزادي مطبوعات»
حرف ميزنه،
با خودم ميگم: «اين آدم هنوز رگههائي از اصلاحطلبي رو در خودش حفظ کرده»
در انتخابات آينده امريکا خانم هيلاري کلينتون ميتوونه تمام رقباش رو پشت سر بزاره و به عنوان اولين زن امريکايي کرسي رياست جمهوري رو تصاحب کنه.
اونوقت با گذشت يکسال، به مانند بيل کلينتون در يک برنامه 90 دقيقهاي در مورد ثکث و ويدئو شرکت میکنه!
و بعد ما براي پايان زمان بارداريش لحظهشماري کنيم...:)
بنان میخونه:
تو ای پری کجائی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت دلها
دری نمیگشائی
..... پیش به سوی الهه ناز.
باز میکنم دست یاری به سویت دراز ......