تبليغاتX
هوپا
حقیقتِ بودن
گل مريض است دوا مي‌خواهد
چه کسي مي‌داند قرص خورشيد کجاست؟


در پی یک چهارچوب برای ادامه زندگی هستم؛
آدامس، سیگار، دین و ....... ؟


به جستجویم ادامه می‌دهم!!!!!


تنها جمله‌ای که وقتی به زبان شیرین شمالی می‌گم کسی به گیلکی صحبت کردنم نمی‌خنده!!!!!


خیر سرم شمالیم!


افسار گسیخته‌تر از آنی هستم که بخواهی فکرش را بکنی!!!
جمله‌ای برای بیان آنچه که در درونم هست نمی‌توانم بگویم!!!
از همه چی جدا شدم که به خودم برسم و از این بابت غمگین نیستم .....
.
.
.
به همه چیز فکر می‌کنم و برعکسش!
پیشرفت می‌کنم؟


لحظاتی را دنبال می‌کنم که در آن یک شوخی کارم را به مستحبّات می‌کشاند.
وقتی به لفظ یار فکر می‌کنم دلم فرو می‌ریزد؛
برمی‌خیزم و به دنبالش در دالان‌های فکریم آواره می‌گردم؛


آنچه ذهنم را مشغول کرده و به قول تو دردسر آفریده محاسنم نیست. ریش‌هایم هیچ تعلّقی با افکارم ندارند!!!


یک شوخی با انسان چه‌ها می‌کند!؟!


در این زندگی خیلی چیزها داریم به یکدیگر بگوییم؛
روز به خیر
شب به خیر
دوستت دارم
و هنوز زنده‌ام....
اما برای من واژه‌ها هیچ اهمیتی ندارند!!


به فراسوی واژه‌ها خواهم رفت
در هیچ قابی و قالبی نخواهم گنجید
.
.
کاش مرا می‌شناختی
کاش می‌دیدیم
از خود چه بگویم
شعور کیهانی هم قاطی کرده!


از قرار معلوم با انتشار کاریکاتوری در روزنامه شرق جمعی از بسیجیان آذربایجان‌شرقی با تهیه و ارسال طوماری نسبت به این موضوع معترض می‌شوند.
به اعتقاد اين افراد كاريكاتور روزنامه شرق را اهانت به رئيس جمهور منتخب مردم دانسته و خواستار برخورد مراجع قضايي با عوامل تهيّه و چاپ اين كاريكاتور شدند.


کاریکاتور


«روزنامه شرق روز پنج شنبه 16 شهريور با چاپ كاريكاتوري تحت عنوان قاعده ديگر بازي در حاليکه به جاي اسب بر روي صفحه شطرنج از الاغ استفاده نموده، نشان داده است كه ايران در بازي‌هاي سياسي از روش‌هاي معمول و قانوني بهره نگرفته و در اين مسير از روش‌هاي ديگر بهره مي‌گيرد.»
اين در حالي است كه بالاي سر الاغ را هاله‌اي از نور فرا گرفته است.


با این حساب فردا سه شنبه مورخه ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ روزنامه شرق توزیع نمی‌گردد.


من تنها آنچه را که هر کسی، دیر یا زود می‌آموزد به تو نشان می‌دهم و ...
چقدر سریع به معجزاتم تو عادت کردم. در کمتر از یک دقیقه!!!


درسته! هر مخلوقی خُلق و خوی و طبع خاص خود را دارد.
تلاش می‌کنم زین پس خود را در وضعیت موازی با زمین قرار دهم تا صداهای تازه شنیده شود.
لحظه‌های زیادی را در این مدت کم از فرط تعجب، گنگ می‌شدم.


 

آری!!!! اضطراب اسرارآمیزش را نمی‌شد حدس زد.
خیلی درد آور بود. چیزی نادرست در این قضیه وجود داشت یا بهتر بگویم چیزهایی وجود دارند که تو نمی‌دانی.
کماکان هیچ هراسی ندارم و هنوز هم .......
جریان زندگی با سکوتی عمیق به راه خود ادامه می‌دهد.
هر چند از شمارش روزهای تابستان خسته شدم.


طرز غذا خوردنم، حرف زدنم، سکوتم، خندیدنم و حتی طرز لباس پوشیدنم را محک می‌زنند.
به محض ورود، نگاه‌های کنجکاوشان ابتداً متوجه من‌ می‌شود، شاید متوجه ریشی که در حال رویش است!


بعضي‌ها يكي از اصول زندگيشون Silent كردن گوشي موبايلشونه!!!


قيافه دخترها را وقتي كه جدّي و مصمّم يا عصباني و خشن هستند دوست دارم!
.
.
.
.
دیدین؟
بامزه نميشه قيافشون؟!؟!

شوهری در آغوش داريد برای حفظ تعادل.
با اين حساب در دائره عشق تا مي‌توانيد بچرخيد و برقصيد.


از حفره‌های تاریک مغز چه بگویم؟
به مانند هندسه‌ای که همه شما را ترسانده است.
اگر تو آن را کشف می‌کردی از نانوشتن دم می‌زدی؟


اما من نمی‌توانم از نوشتن دم نزنم که از فرزانگی به دور است.


لبخند یک دختر ایرانی، رازیست که تنها یک ایرانی می‌تواند آن را توصیف کند.
اما این زن ایرانی هر کجا باشد، لبخند می‌زند تا رازهای جهان را پشت شیرینیه لب‌هایش پنهان کند!!!



راست و دروغش گردن اونهایی که می‌گن!!!!


دو روزه كه سرما خوردم
تنها جنبه مثبت اين بيماري اينست كه آدمي را از خشك مغزي نجات مي‌دهد


نكته؛
براي دو ثانيه احتياج به يك مامان دارم.
قول مي‌دم كه بعدش شما را به حال خودتان بگذارم!


بايد بيشتر دقت كنم؟
بايد نسبت به اين فكري كه گاهي وجودم را در خود مي‌گيرد، بدگمان باشم؟
تو نمي‌انديشي كه اين نوشته‌ها، از فكريست كه نهيب مي‌زند به آدميان؟
شايد هم برايت غم‌انگيز است و غمگين كننده؟


چرا نپنداريم كه همه پيوندهايمان ساختگي‌ست؟
و حتي بدتر از آن: خنده‌دار!


اكنون مي‌خواهم به پرسش‌هايت اجازه نفس كشيدن بدهم! ..... و نيز نگاه كردن را.
هر چند به اعتقاد من نگاه كردن، انديشيدن نيست.


چيزي جديد دستگيرم شده،
شايدم كشفي ديگر!!!
زن‌هاي چاق ظريف‌ترين صورت‌ها را دارند.


من و هم صحبتی اهل ریاء؟!؟! دورم باد.